|
ماه غم، ماه عزا، ماه محن بر تو بادا تسليت ياابنالحسن (عج) در عزاي جد مظلومت حسين اشكهايت گشته جاري از دو عين شال غم افكندهاي مولا به دوش ناله از دل ميكشي با صد خروش چنين گويي تو با صد شور و عين روز و شب گريم برايت يا حسين (ع) گر نبودم تا تو را ياري كنم آنقدر بهرت عزاداري كنم اشك چشمم گر شود روزي تمام خون كنم جاري ز چشمانم مدام كي فراموشم شود اين خاطرات كام عطشان تو و آب فرات كي رود از ياد من شمشيرها نيزهها و سنگها و تيرها چهرههاي نيلي و افروخته جامهها و خيمه هاي سوخته تا كه ياد آيد مرا از قتلهگاه ناله از دل بركشم با سوز وآه زين وصيتها همه جان بر لبم داغدار عمه خود زينبم |